تقدير چيه ؟ يك كلمه ، يك واژه ، يك حرف نگفته ، يك نگاه خسته از روزگار رفته .
من كجاى اين تقديرم ؟ اولش ، آخرش .
سر به سر تقدير گذاشتم كه جواب سختى گرفتم اومدم كمى بهتر زندگى كنم به سختى زمين خوردم ، اومدم از زمين پاشم دست سرنوشت اومد وست و تقدير و رو شونه هام سنگينى داد .
تقدير و سرنوشت مثل يه برادر و خواهرن كه مسير زندگيم به دستشون افتاد ، يك روز به اين سمت يك روز به اون سمت .
زندگى شده توپ پلاستيكى كه زير پاى بچه هاى كوچه هر كسى يه لگد بهش ميزنه تا گل خودشو واسه دلش تو دروازه كوچيكه زندگيم بكاره ،
:: برچسبها:
نگاه ,
خسته ,
تقدير ,
سرنوشت ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب ...